- تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 21:13
درآغوشت گم میشوم تو بیشتر در آغوش میکشی مرا و من در رویای بودنت غرق میشوم .
چهار سال!!!!!!!!!!! - تاریخ: 1399/1/8 ساعت: 17:11
چهار سال گذشت از آن روز لعنتي كه ونتونز، "پس من چي" را خواند.چهار سال گذشت از آن روزي كه پرده اتاق را بستم تا هواي رو به تاريكي زمستان، تاريك تر شود و اشك هايم را نبينيچهار سال گذشت از آن روزي كه سرم
آی 365 روز دوست داشتنی سفر ابدی ات بخیر - تاریخ: 1399/1/8 ساعت: 17:11
سالِ 98 جانِ عزیزم،رو به پایانی،تمام شدنت مبارک!تشکر بخاطرِ همهء ۳۶۵ روزی که ساختی برایمان...اما فصل سردت اصلا خوب نبود خبرهایش؛یک روز خبرِ فوت محبوب های کشور به گوش میرسید،و روز دیگر آوار شدنه سقف ها
یه بارم من _کوروش,آرتا,بهزاد لیتو,رها - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:59
نشنیدی هر چی صدات کردمدر میری از کی انگار از مننپرس چرا رفتم ، این همه تو یه بارم منآره یه بارم منبزن همه چیو بپاچ از همنمیاد صدا گریه هات اصلاًهرچی داد زدی فقط نگاه کردمنگو که نامردم ، این همه تو یه
محسن حسینخانی - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:59
دریا رفته بود...این را فقط ،نهنگ ها فهمیدند!
ماکسیم گورکی - تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 0:58
من از کلمهی «هرگز» نفرت دارم و از آن می ترسم زیرا این کلمه در نظر من مانند پُتکِ گران و سردی است که قبلاً تقدیر آن را درست کرده است تا با ضربات آن امیدهای مردم را در هم بشکند ...
ویرجینا ولف - تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 0:58
همه چیز در یک لحظه اتفاق می افتد, و تا ابد ادامه میابد...!
هوشنگ صهبا - تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 0:58
بر باد زیستن اینست اشتراک فاجعه ی برگ و آدمی.
مولانا - تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 0:58
آدمی همیشه عاشق آن چیزیست که ندیده است، نشنیده است و فهم نکرده است و شب و روز آن را می طلبد اما از آنچه فهم کرده و دیده، ملول و گریزان است
کاترین پاندر - تاریخ: 1397/10/6 ساعت: 6:34
شادمانترین مردم ، بهترین چیزها را در زندگی ندارند، بلکه آنها بهترین برداشت را از زندگی دارند !
وودی آلن - تاریخ: 1397/10/6 ساعت: 6:34
بزرگترین اشتباهِ زندگیم آنجا بود که فکر کردم اگر کاری با بقیه نداشته باشم، بقیه هم کاری با من ندارند !
فروغ فرخزاد - تاریخ: 1397/10/6 ساعت: 6:34
ای خطوطِ پیکرت پیراهنم ..!!
حسین سناپور - تاریخ: 1397/10/6 ساعت: 6:34
فرقی نمیکند که خوبِ آدم را بگویند یا بدش را؛ اصلاً اگر بدش را بگویند، یعنی چنان که دیگر امیدی به خوب شدنش نداشته باشند و دست از سرش بردارند خیلی بهتر است. خلاص شدن از شرِ نگاه و خط کشهای دیگرا
فاطمه.ک - تاریخ: 1397/10/6 ساعت: 6:34
پانزده ثانیه بیشتر نبود ، اما قدرتش تا پانزده سال هم پابرجا بود انقدر زور داشت که می توانست شب و روزت را مختل کند ، انگار ثانیه ها اندازه ماه ها کش می آمدند و قرار نبود همه چیز به این زودی ها به
گور تا گور ویلیام فاکتر - تاریخ: 1397/10/6 ساعت: 6:34
وقتی جوون بودم , خیال میکردم مرگ پدیدهای است مربوط به بدن آدم؛ حالا میفهمم که فقط یکی از احوال روحی آدمه، اون هم احوال روحی اونهایی که کسی رو از دست دادهاند ...
آریا نوری - تاریخ: 1397/10/6 ساعت: 6:34
مثل سوزنی زیر دست مادر بزرگ که از سؤ چشمانش می نالد و ... نخ نمی شود ! سعی می کنم که دوستم بداری و ... نمی شود !
علی سلطانی - تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 5:49
چه لذتی بدهددیدن الکلاسیکو روی کاناپه ای دو نفرهوقتی تکیه گاهت پهلوی من باشدو به بهانه ی گل زدن بارسلونامحکم بغ&#16
ثنا جون به شدت ازت ممنونم - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 22:42
تصمیم داشت صفحه رو حذف کنم اما تو منصرفم کردی
چند خط از کتاب مورد علاقه م >>جز از کل - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 22:42
درست لب صخره ایستادم. فکر کردم اگر کارولین نعشم را ببیند، جیغ زنان خواهد گفت: «من این لاشه ی له و لورده رو دوست داشتم.» ارتفاع ترسناک را نگاه کردم و دلم ریخت و تمام مفاصلم قفل شد و این فکر وحشتناک به سرم زد: شاید تو زندگی را به تنهایی تجربه میکنی، میتوانی هرچه قدر دوست داری به یک آدم دیگر نزدیک شوی،...
اخوان ثالث - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 3:25
و اینجا شبی ست که هیچ اختری در آن نمی درخشد نه بادبان پلک چشمی، نه بیرق گیسویی اینجا نسیم اگر بود بر چه می وزید؟